در این نوشته قصد داریم پاره ای از لغات و کلمات دهرمی و معادل فارسی آن که هم اکنون استعمال میشود را برای شما بیان کنیم امیدواریم از این طریق بتوانیم که پیشرفت فرهنگ و ادب شهرمان کمک هر چند ناچیزی کرده

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
ایجاد رمز دوم اینستاگرام 0 47 admin
شروع به کار دوباره انجمن دهرم ناب 0 16 admin
مصاحبه با خواننده جنوبی ( حیدو هدایتی ) 1 48 admin

لغات و اصطلاحات دهرمی (4)

در این نوشته قصد داریم پاره ای از لغات و کلمات دهرمی و معادل فارسی آن که هم اکنون استعمال میشود را برای شما بیان کنیم امیدواریم از این طریق بتوانیم که پیشرفت فرهنگ و ادب شهرمان کمک هر چند ناچیزی کرده باشیم در ضمن از شما خواننده محترم دعوت میکنیم چنان چه کلمه یا لغتی از قدیم در ذهن دارید ارائه فرمایید تا در قسمت دوم همین مطلب چاپ و منتشر شود …

واژه نامه فارسی دهرمی:
فارسی دهرمی‌دارای واژگان فراوانی از دوره‌های تاریخ در زبان محاوره ای مردم این حوزه جغرافیایی می‌باشد که هم اکنون در فارسی امروزی و در زبان ادبی نوشتاری به کار نمی‌رود.
فارسی دهرمی‌در حال دگرگونی و نوعا فراموشی است تا آنجا که نسل جوان آن را کمتر به کار می‌برند.


فارسی دهرمی:فارسی معیار
لیویر :اخم
الیشتی ::آدم بد قیافه و زشت
لهوز ::آدم بی حال و ضعیف
تلگدون:: آشغالدان
وی:: اخ
کتروم شدن:: از کار افتادن
سولوم نمی‌رسه :خبر ندارم
مشمور ::افسرده
ردگل :جواهرات غیر اصلی
چل ::بغل
بولکه:: بوی سوختن پارچه
بوترز ::بوی سوختن پشم و مو
پله وینگه ::پشه ریز
تیلیشه:: گوشه لباس
چیلته ::چوب باریک
چیله: خرده چوب
کلگه ::خونه خرابه
کرنجال:: خرچنگ
پرزله کردن: خرد و ریز کردن
نون کور:: خسیس
ولم:: خیلی
شاپالاغ زدن:: کسی را با کف دست زدن
مارز ::منت و سرزنش
دونگ:: سردرد گرفتن
مرنگ:: کرم داشتن
قیریسکه ::صدای نارسای هنگام گلو درد
ملنگشت ::صدای ضعیف
واکو کردن ::سرماخوردگی شدید
قارره:: فریاد همراه با نهیب
چل مرد ::مرد کوتوله
دومن دویی کردن ::حسادت کردن
دل دو شوکی:: مردد
انکه ::صدای ناله بیمار
زقلتون:: نفرین
چلوس :تکه چوب نیم سوخته

لغات زیر ارسالی از خانم سلیمانی دانشجوی ادبیات :
گُرز :چوب درخت نخل
اُوسویی :خراب شدن طارونه درخت نخل بر اثر آب زیاد خوردن
کَچَل گِیربی:اظهار ندامت و پشیمانی
ری قالی چَرده:اصطلاح کنایی از لاغر و نحیف بودن
کاغذ گرون:عقدنامه ازدواج
مُشته :دسته ابزارآلات
دولاخ:طوفانِ گرد و خاک
مَرَج:زنبیلی ساخته شده از برگ درختان خرما
پِیِش:برگ درخت خرما
شانگُول:گاوه ماده جوان
رَش:قرمز رنگ ....گُو رَشو :گاو قرمز رنگ
چَویش یا چَبیش:بز جوان
کُچ یا اصلاح کُچُبال:گوشه
رُوُن:توری از جنس نخ یا پلاستیک برای جمع آوری کاه گندم
مینجی کردن:وساطت کردن
چیرّآه:ناله و فریاد بلند
کِنجِکو کردن: جست و جو کردن ،به دنبال چیزی گشتن
کِنِس:خسیس
چِنگُوپِل کردن:دست و پا زدن
قاش:جای نگهداری گوسفند و بز
آخُوره:محل غذا خوردن گاو که با گِل و کاه ساخته می‌شده.
جَویّیه: وسیله ای برای آب خوردن گوسفند
دَوَل دادن :معطل کردن کسی یا اصلاحی برای اذیت کردن
بَرات دادن:نشانه دادن
عسل تو گِز:اصطلاحی برای چیزی یا شرایط باارزش و خوب
هِلوقجه:تاب خوردن
پِشِنگه یا تَرَشه: ترشح کردن یا ریختن
قُولاق:شبه انسانی بزرگ و غول پیکر در قصه ها برای ترساندن بچها
دِی آل: جن
جُول: وسیله ای شبیه زین اسب برای سوار شدن بر الاغ
جُووال:خورجین بزرگ از موی بز درست شده
کَبِشکَن:اصطلاح آشپز خانه در زمان قدیم
اُوره:وسایل
پِلاس:فرش
شَطّ:فرشی بافته شده از برگ خشک درخت نخل
جُوُسُوآل:حال و احوال کردن یا به اصطلاح پرسش و پاسخ
چاکُوره:اصطلاحی برای چاه های قدیمی و غیر فعال
پَرچَل:کثیف
گُو لیسیده: عبارت کنایی از جهت تمییز و پاکیزه بودن
پادویی کردن:اصطلاحی در دو معنای کار بیهوده کردن و تلاش کردن با توجه به جمله.
کفتِکوشو گرفتن:حالش رو گرفتن .
دایر کردن:برپا کردن
پَروَنگ:بند و طناب و وسیله ای برای بالا رفتن از درخت نخل
اُوریس:بند کلفت
خَچِه کردن :امان ندادن یا محاصره کردن
نیِمدَر:پنجره اتاق
بِوُن:پشت بام
خاکِشتر:خاکستر
چُورُّومور کردن :اصلاح گز گز کردن یا درد ناشی از مفاصل
شُوسُون یا شُوسُون گرفته:کنایه از شرایط سخت
تَنگُوتَلُو کردن یا هَلی کردن :کنایه از لگد مال کردن و زیر و رو کردن
خَصِیل:بهترین نوع علف برای خوراک حیوانات
گَچِین :تخته ساخته شده از گچ برای پهن کردن نان محلی
تِرزین:ترازو
تَربالِه یا تَربالوُ ،زیر تربالو:قسمتی از خانه که تختی گذاشته و وسایل زیر آن می‌گذاشتند.
جَرّو و‌ مُناقِشِه:جنگ و جدال
مُرِّکوُ و موچونه: مچاله شدن و اصطلاحی برای ناتوان بودن افراد پیر
سَردُسول: کنایه از زرنگ نبودن
شِمّه:بو شِمّه بردن :کنایه از آگاه و مطلع شدن
یکی به دو کردن:کنایه از جروبحث کردن
خدا بایگیرت بُو:خدا به همراهت
چیشمی شورو:چشمه ای روان و شور در زیر باغات دهرم
مُهل دادن:صبر دادن، امان دادن   

لغات و اصطلاحات دهرمی (3)

لغات و اصطلاحات دهرمی (2)

لغات و اصطلاحات دهرمی (1)

مطالب مرتبط:
لایک : 20
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

سایت دهرم ناب

اولین و تنها رسانه فعال در فضای مجازی دهرمیا!

ورود کاربران