یاد قدیمل بخیر...هرچند ما خیلی سنی نداریم و نمیتونیم اونطوری که باید و شاید از گذشته و خاطراتش بگیم و توصیف کنیم اما خب با اینکه ما سنی نداریم ولی خب یه چیزایی رو تجربه کردیم که الان محو شده مثل "پیر

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
ایجاد رمز دوم اینستاگرام 0 47 admin
شروع به کار دوباره انجمن دهرم ناب 0 16 admin
مصاحبه با خواننده جنوبی ( حیدو هدایتی ) 1 48 admin

خاطره بازی با گذشته خودمان...

یاد قدیمل بخیر...هرچند ما خیلی سنی نداریم و نمیتونیم اونطوری که باید و شاید از گذشته و خاطراتش بگیم و توصیف کنیم اما خب با اینکه ما سنی نداریم ولی خب یه چیزایی رو تجربه کردیم که الان محو شده مثل "پیر پیروک" و "چیش بیگیرو" و "رفت رفتو" اگه بخوام از زمانی بگم، که فقط در موردش شنیدم میتونم به بازی "آدم آدمو" اشاره کنم میخوام تو این پست در مورد گذشته خاطراتش بگم و یکم خاطره بازی کنیم و آخر هم ازتون میخوام اگه شمایی که داری این پست رو میخونی از گذشته و خاطراتش چیزی یادت مونده برامون تو قسمت نظرات تعریف کنی...

همین اول یه فیلم ببینید تا خوب برید تو فکر گذشته و خاطرات اون دوران زنده بشه...

یادمه اون قدیما وقتی بساط قند شکستن پهن می ‌شد،موقع خرد کردن یه قسمتایی از قند نرم بود
کلی از اونا میخوردیم
شماهم قند میخوردید؟
البته اگر یادتون میاد

یادش بخیر کتابمون جلد پلاستیکی می کردیم بعد با خودکار پشتش دروازه می کشیدیم .

شما یادتون میاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه‌ها وا شده اونم صبح اول مهر؟

شما یادتون میاد وقتی میخواستیم بریم از تو فریزر یخچال لیوان آو رویی برداریم یخ خالی کنیم دستمون میچسبید به لیوانو؟

البته بعضیام زبونشون میزاشتن رو این لیوانا و نگم براتون چه دردی داشت ولی شیرین بود...

اصن محاله تو خونه هامون از این سفره هایی که روش عکس خورشت و پلو بود نداشته باشیم یادش بخیر واقعا حکم غذای کامل و داشت ..

یادش بخیر....

رو صفحه ی تلویزیون خاموش دست می کشیدیم صدای جلز ولز میداد...

میرفتیم جلو پنکه که روشن بود میگفتیم آآآآآآآآآآآآآآآآآآ......

یادش بخیر ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺏ ﭘﯿﮏ نوروزی ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺗﺎ ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺑﺪﺭ ﺗﻮﯼ ﮐﯿﻔﻤﻮﻥ ﻣﯿﻤﻮﻧﺪ! چقدم میترسوندنمون و میگفتن تا آخر عید حتما باید تکمیلش کنید..

بعضی عکسا صدا دارن اصن نیازی نیست در موردش حرفی زد مثل عکس زیر

یادش بخیر قدیما تو گرما بیرون رفتن و تو باغ میگشتیم یه حوضی پیدا میکردیم تا توش ملا کنیم دقیقا انرژی که به آدم میداد هیچ انرژی زایی نمیداد البته بماند که بعضی وقتام از دست صاحب باغ و تلمبه فرار میکردیم تا کتک نخوریم..

اما میخوام یه چیز دیگه رو یادتون بیارم که زمانی برای خودش برو بیایی داشت ، اونم تایر بازی بود یادش بخیر واقعا ، دمپایی مون رو در میاوردیم میزدیم تو تایرو یه تیکه چوبی دست میگرفتیم اونم به صورت گروهی اونایی که تایر موتور مدل بالا تری داشتن جلو وایمیستادن حالا در مورد ایکه چقد خار میرفت تو پامون و غیره بماند اونایی که یادشون میاد میدونن از چی میگم.

یادش بخیر قدیما بارون که میزد دهکانه سیل میومد (البته قبلا مستقیم آو میومد تو خونه ما) کل مردم دهرم جمع میشدن اونجا بعضیام میزدن به آب ...

البته یه چند وقتیه خشکسالی اومده ها شما همین عکس پایین رو ملاحضه بفرمایید... خیلی وقت نیست که:

از قدیم و خاطراتش هرچی بگیم کم گفتیم ...

یادش بخیر قدیما عروسی یکی میخواستن برن یه کله ی قندی لاکچری ترین گیفت (هدیه) اون زمان بود.

یادش بخیر واقعا ...

قدیما شو که میشد همه تشک و پتوشونو کنار هم پهن میکردن میخوابیدن چی شده حالا هرکی جدا میخوسه بچه جرات تا دیر موقع بیرون باشه حالا کمه کمش ساعت 3.4نصف شو برن خون سیشون زشته (دیدم که میگم)

راسی یادتون میا قبلا برگ توله میزاشتیم تو کف دستمون جوری محکم با اون یکی دستمون میزدیم روش که دستمون قرمز میشد ولی خوشحال بودیم...ولی خیلی تش میگرد دستمون...

یادش بخیر..قبلن که کرونا نبود لواشک میگرفتیم میپیچیدیم دور انگشتمون بعد تا ته انگشتمونه میکردیم تو حلقمون....کرونا و پروتکل های بهداشتی نبود...

یادتون نرفته که تا تلفن خونمون زنگ میخورد مهم نبود کجا و در چه موقعیتی بودیم صداشو میشنیدیم یه لشکری آدم پای تلفونو جمع میشدن هی میگن کیه؟چی میگه؟........ولی حالا چی؟...

میگوم راسی هنوزم گٌنج سیو هسه؟تش بادی که میشدن....دردشم میشه حس کرد الان....مو که خیلی وقته ندیدم...

یادش بخیر صبح کالک و کاکل و پیاز و لیمو ظهر تلیت ماس و شو بادمجون شی چاله ی ....حالا هم بچه شو کمتر پیتزا نمیخوا...(دیدم که میگم)

بازی "الخ توری" ، "کارت بازی" ، "کٌلم بازی" ، یا از خاطرات باغ و تو پوس تره آو خاردن موقعی مخ بو دادن و پرونگ و خارک ....

قدیما حال دلمون بهتربود

مهربونتر بودیم
دیرتر می رنجیدیم
زودتر می بخشیدیم
زندگیمون تمامش عشق بود

چشم هم چشمی و دو رویی نبود

تلیت ماست و بادمجون شی چاله ی یه غذای لاکچری محسوب میشد

چی شد کـه بین این همه ی شلوغی خود واقعیمون رو گم کردیم دیگه چیزی خوشحالمون نمیکنه،
راستی!‌!!!یادتون میاد آخرین باری کـه از ته دل خندیدید کی بوده؟؟؟؟
چیز عجیبی نیست کـه یادتون نیاد اما تاریخ وساعت اخرین باری کـه از عمق وجودت غصه خوردیو گریه کردی رو خوب یادته
واقعا چی شد کـه همه ی چی اینجوری عوض شد
چی شدکه فقط بـه فکر این هستیم کـه لاکچری وخاص بـه نظر بیاییم برای هم کلاس بزاریم ویادمون بره کـه بین این همه ی رنگ، یه رنگی قشنگ ترین رنگ دنیاست....

تمام./

با عرض پوزش خدمت دوستان اگر متن یک پارچه و یکدست نیست و دست به قلم خوبی ندارم.جرقه نوشتن این مطلب رو حاجی مسعود زد که فیلم اولی رو برام تو واتساپ فرستاد و اونم انگار دلش هوای قدیم رو کرده گفت این فیلمو بزار تو سایت با تیتر "خاطره بازی با گذشته خودمان.." که من جسارت کردم کمی دست به قلم شدم.

خوشحال میشم تویی که این متن رو میخونی از گذشته و قدیم خاطره  ای داری برامون بگی.

مطالب مرتبط:
لایک : 36
نظرات برای این مطلب
  • 5 ماه پیش - 9:19
    یادش بخیر روزگاری بود
  • 5 ماه پیش - 20:33
    چه تصویر قشنگی از زندگی شکلک))
  • 5 ماه پیش - 18:39
    یادش بخیر قدیما
    چه حس و حال خاش و ساده ای داشتیم آدمهای قدیمی که از کنارمون می رن انگار هر چه مهربونی و خوبی هم هست با خودشون می برن
    نمی دونم چرا اما هی پشت سر هم دلم سی اوسویل تنگ ویمو دس خودم نیسه کار دله
  • 5 ماه پیش - 14:06
    یادش بخیر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

سایت دهرم ناب

اولین و تنها رسانه فعال در فضای مجازی دهرمیا!

ورود کاربران